مژدۀ تولد شدن یحیی ﵇ به زکریا ﵇

در زمان هیرودِ اعظم، که پادشاه یهودیه بود، امامی به نام زکریا ﵇ زنده گی میکرد، که منصب امامت خود را به سلسله از جد بزرگش امام ابیا به دست آورده بود. همسرش الیصابات نام داشت، که او هم مانند شوهرش از نسل هارون ﵇ بود. هر دو خانم و شوهر بنده گان صالح خداوند ﷻ بودند، که احکام و دستورات ﷲ ﷻ را به طور کامل عملی میکردند. آنها از نعمت فرزند دار شدن محروم بودند، چونکه بی بی الیصابات نازا بود. آنها هر دو سالخورده بودند.

یک روز نوبت امامت سلسلۀ امام ابیا * رسید، که در بیت المقدس به ﷲ ﷻ خدمت کنند. پس طبق رواج امامان، این گروه قرعه کشی کردند، تا یک نفر انتخاب شود و در بیت المقدس خوشبویی را بسوزاند **. در قرعه کشی نام زکریا ﵇ برآمد. هنگامیکه زکریا ﵇ در داخل خانۀ خدا خوشبویی را میسوختاند، بسیار مردم بیرون در حرم شریف جمع شده بودند و مشغول دعا و عبادت بودند. ناگهان از جانب خداوند ﷻ فرشته یی نمایان شد و به سمت راست جای سوختاندن خوشبویی ایستاد شد. زکریا ﵇ با دیدن این حالت وحشت زده شد و بسیار ترسید.

فرشته به او گفت: زکریا! نترس! ﷲ ﷻ دعای ترا قبول کرده است. خانم تو الیصابات یک پسر به دنیا خواهد آورد که نامش را یحیی میگذاری. او برای تو مایۀ خوشی و شادمانی خواهد شد و با تولد شدن او بسیار مردم خوشی خواهند کرد. در نزد ﷲ ﷻ صاحب مرتبۀ والا خواهد بود. هیچگاه باید شراب و یا مشروبات نشه آور دیگر ننوشد. حتی پیش از تولد او، روح مقدس ﷲ ﷻ بر او نازل خواهد بود. بسیار بنی اسرائیل را دوباره به راه رب شان ﷲ ﷻ خواهد آورد. او قبل از مولا خواهد آمد و مانند نبی الیاس ﵇ طاقت و قدرت خواهد داشت، تا دلهای پدران را دوباره به پسران مایل کند و سرکشان را به راه حکمت راستکاران بگرداند. به همین ترتیب او ﵇ مردم را به ﷲ ﷻ آماده خواهد کرد.

زکریا ﵇ به فرشته فرمود: چطور باور کنم که چنین خواهد شد، چونکه من پیر شده ام و خانم من هم پیچه سفید شده است.

فرشته در جواب گفت: من جبرائیل امین هستم، که همیشه در حضور ﷲ ﷻ ایستاد میشوم. به خاطر این فرستاده شده ام، تا این مژدۀ خوشی را به تو برسانم. حال این سخن مرا بشنو! تا این سخن تحقق نیابد، تو حرف زده نخواهی توانست، چون به سخن من باور نکردی. سخن من در زمانش عملی خواهد شد.

مردم بیرون در انتظار زکریا ﵇ حیران ایستاد بودند که چرا در داخل اینقدر دیر کرد؟ سرانجام زکریا ﵇ برآمد، اما حرف زده نمیتوانست. با دیدن این حالت مردم فهمیدند که در داخل بر او ﵇ وحی نازل شده است. زکریا ﵇ با مردم به اشاره سخن میگفت، اما زبانش بسته بود. زمانیکه در بیت المقدس دورۀ امامت زکریا ﵇ تمام شد، دوباره به خانه برگشت.

چند مدت بعد خانم زکریا ﵇ الیصابات حامله شد. وی پنج ماه از خانه بیرون نشد و میگفت: ﷲ ﷻ بالای من لطف کرده و مرا از طعنۀ بی اولادی نجات داده است.

* ﷲ تعالی حضرت هارون ﵇ و اولادۀ وی را بالای بنی اسرائیل امام مقرر کرده بود، تا در خانۀ مقدس ﷲ ﷻ خدمت کنند. در وقت داود ﵇ امامان به بیست و چهار گروه تقسیم شدند، که هر گروه در یک سال دو هفته وظیفۀ خدمت را بدوش داشتند. بزرگ یکی از این گروه ها امام ابیا نام داشت و امامان این گروه از اولادۀ او اند.
** یکی از وظایف امامان سوختاندن خوشبویی در اتاق مقدس بیت المقدس بود. برای انجام این وظیفه امامان بین خود قرعه کشی میکردند و نام هر کس که می برآمد این افتخار را بدست می آورد تا خوشبویی را بسوزاند. 

بعدی >>

فهرست