فرشته با پیروان اناث صحبت میکند

مدتی بعد زنان با خوشبویی آماده شدۀ خود نزدیک قبر رسیدند. در این گروه مریم مجدلیه، حنانه، مریم مادر یعقوب و چند زن دیگر نیز بودند. دیدند که از دهن قبر سنگ دور شده است. آنها داخل قبر شدند، ولی جسد مبارک مولا عیسی ﵇ در آن نبود! با دیدن این حالت بسیار حیران شدند.

مریم مجدلیه دویده خود را نزد شمعون صفوان و یوحَنا رساند، کسی را که عیسی ﵇ بسیار دوست داشت، و برای شان گفت: جسد مبارک مولا را کسی از قبر برده و ما نمیدانیم که آنرا کجا برده باشد!

صفوان و یوحَنا هم فوراً به طرف قبر حرکت کردند.

از سوی دیگر آن زنان نزد قبر حیران ایستاده بودند که ناگهان دو مرد برای شان نمایان شدند،که لباس درخشان بر تن داشتند. زنان ترسیدند و سرهای خود را پایین انداختند. آن اشخاص برای شان گفتند: چرا شما میان مرده گان دنبال یک شخص زنده میگردید؟ عیسی ﵇ اینجا نیست، زنده شده است! آن سخنان را به خاطر بیاورید که در گلیل برای تان فرموده بود: «لازم است که سردار بنی آدم به دست گنهکاران داده شود و بر صلیب شهید شود و به روز سوم شهادت دوباره زنده شود.»

با شنیدن این حرفها، زنان آن سخنان عیسی ﵇ را به خاطر آوردند. از پیش قبر دوباره به شهر رفتند تا یازده صحابی و تمام پیروان دیگر را از این واقعات باخبر سازند.

وقتیکه صفوان به نزدیک قبر رسید، سر خود را داخل کرد و دید، که کفن خالی افتاده است. از دیدن این حالت بسیار حیران شد و با این فکر دوباره به خانه حرکت کرد، که اینجا چی واقع شده است؟

وقتیکه زنان نزد اصحاب مقرب رسیدند، واقعات چشمدید خود را برای شان بیان کردند، اما به آنها سخنان ایشان بی مفهوم به نظر رسید و به آنان باور نکردند.

<< قبلی | بعدی >>

فهرست