انجام مخالفین سلطنت الهی
سپس عیسی ﵇ فرمود: یک مثال دیگر را نیز بشنوید! یک شخص زمیندار یک باغ انگور میسازد. در اطرافش دیوار درست میکند. سپس یک برج محافظت و برای کشیدن آب انگور یک حوض اعمار میکند. بعد از آن باغ را برای چند باغبان به اجاره میدهد و خودش به سفر میرود. زمانیکه وقت حاصل انگور میرسد، مالک باغ چند نوکر خود را نزد باغبانان میفرستد، که از حاصلات سهم خود را بگیرد. باغبانان نوکران را میگیرند. یکی را لت میکنند. دیگری را میکُشند، و سومی را با سنگ میزنند. بعد از این، مالک باغ نسبت به بار نخست نوکران بیشتر میفرستد. این بار نیز باغبانان با نوکران همانطور برخورد میکنند.
در اخیر مالک باغ پسر خود را نزد باغبانان میفرستد و میگوید، که آنها احترام پسرم را خواهند کرد. ولی زمانیکه پسر مالک به باغ نزدیک میشود، باغبانان وی را میبینند و بین هم میگویند که بعد از پدر این وارث است. بیایید او را بکُشیم، که این باغ برای ما بماند. پس باغبانان پسر مالک را میگیرند، از باغ بیرون میبرند و میکُشند.
حال وقتیکه مالک باغ خودش بیاید، همراه باغبانان چی خواهد کرد؟
آنها گفتند: آن باغبانان بدفعل را به مرگ بد خواهد کُشت و باغ را به باغبانان دیگری اجاره خواهد داد، که حصۀ معین حاصلات را در وقت فصل برایش بدهند.
عیسی ﵇ فرمود: آیا شما در کلام ﷲ این را نخوانده اید که میگوید: «سنگی را که معماران ناکاره دانسته و دور انداخته بودند، همان سنگ بنیادی برآمد. این کار ﷲ ﷻ است که ما با دیدنش خوش و حیران هستیم.»
من برای شما میگویم، ﷲ تعالی از شما سهم سلطنت الهی را پس خواهد گرفت و به اینطور یک قوم خواهد داد، که با ارادۀ الهی درست عمل کرده ثمر بدهد. هر کسیکه بالای این سنگ بیفتد، تکه و پارچه خواهد شد و اگر این سنگ بالای کسی بیفتد، وی لیش خواهد شد.
امامان بزرگ و افریسیان که این حرفها را شنیدند، فهمیدند که مقصد عیسی ﵇ از باغبانان خرابکار ما هستیم. میخواستند که او ﵇ را همانجا دستگیر کنند، اما از ترس مردم چیزی نکردند، چون مردم او ﵇ را به حیث پیامبر قبول کرده بودند.