سؤال در بارۀ اختیار عیسی ﵇
روزی عیسی ﵇ در بیت المقدس درسهای الهی میداد، که امامان بزرگ بنی اسرائیل و سران قومی دیګر نزدش آمدند و گفتند: شما به کدام اختیار کارهای خود را میکنید؟ و این اختیار را کی برای تان داده است؟
عیسی ﵇ در جواب فرمود: نخست من از شما یک سؤال میکنم. اگر جواب این سؤال را دادید، پس من هم خواهم گفت که به کدام اختیار کارهای خود را میکنم. سؤال اینست: یحیی ﵇ که به مردم غوطۀ مقدس میداد، پس این اختیار را ﷲ ﷻ برایش داده بود یا انسان؟
آنها در بین خود مشوره کردند، که اگر ما بگوییم، این اختیار را خدا ﷻ برایش داده بود، پس او برای ما خواهد گفت که شما چرا به یحیی ﵇ ایمان نیاوردید؟ اگر بگوییم، که این اختیار را انسان برایش داده بود، پس خدا ﷻ ما را از این مردم نگاه کند، چون تمام مردم یحیی را منحیث پیامبر ﷲ ﷻ قبول میکنند.
در اخیر آنها به عیسی ﵇ جواب دادند که ما نمیدانیم.
عیسی ﵇ فرمود: پس من هم برای تان نمیگویم که به کدام اختیار کارهای خود را میکنم.
شما به این مثال متوجه شوید: یک مرد است، که دو پسر دارد. او نزد یکی از پسرانش میرود و برایش میگوید: پسرم، برو امروز در باغ انگور من کار کن. پسر میگوید: نخیر، من نمیروم. ولی بعداً پشیمان میشود و به کار میرود. سپس مرد نزد پسر دیگرش میرود و عین حرف را برایش میزند. این پسر میگوید: درست است، پدر جان. من میروم، اما نمیرود. شما برای من بگویید: از این دو پسر کدامش ارادۀ پدر را عملی کرد؟
آنها در جواب گفتند: آن پسر نخست.
عیسی ﵇ فرمود: من برای شما حقیقت میگویم، محصول گیرنده گان فاسد و زنان بدکاره قبل از شما در سلطنت الهی سهیم خواهند شد، چون وقتیکه یحیی ﵇ برای نشان دادن راه درست نزد تان آمد، شما به او ﵇ ایمان نیاوردید، اما محصول گیرنده گان و زنان بدکاره بالایش ایمان آوردند. شما همۀ این چیزها را به چشمان خود دیدید، اما باز هم از گناهان خود دست نکشیدید و به وی ﵇ ایمان نیاوردید.