عیسی ﵇ به اورشلیم میرود
بسیاری بنی اسرائیل باخبر شدند که عیسی ﵇ به قریه تشریف آورده است. سپس آمدند که وی ﵇ را ببینند، ولی تنها وی را نه بلکه ایلعازر را نیز ببینند، چون این خبر نشر شده بود که عیسی ﵇ ایلعازر را پس از مرگش دوباره زنده کرده است. به روز بعدی بسیاری از مردمی که برای تجلیل عید به اورشلیم آمده بودند، باخبر شدند که عیسی ﵇ می آید. سپس برگهای درخت خرما را گرفتند و برای استقبال وی ﵇ بیرون آمدند و فریاد میکردند: حمد باد خداوند را! مبارک باد شخصی که به نماینده گی ﷲ ﷻ آمده است! پادشاه بنی اسرائیل مبارک باد!
برای استقبال عیسی ﵇ یک مرکب جوان آماده شده بود تا وی ﵇ سوار بر آن بیاید. با این کار آن پیشگویی تحقق یافت که میفرماید: «باشنده گان اورشلیم، نترسید! ببینید، پادشاه شما سوار بر مرکب جوان نزد تان می آید.»
اصحاب مقرب عیسی ﵇ آن وقت مفهوم و مطلب این پیشگویی را نمیدانستند، ولی بعداً وقتیکه عیسی ﵇ در آسمانها به مقام شان و شوکت بالا برده شد، این پیشگویی و هم آن کارنامه های که عیسی ﵇ انجام داده بود به یاد آنان آمد.
تعداد زیاد مردمی که دیده بودند عیسی ﵇ ایلعازر را از قبر فرا خواند و وی را دوباره زنده کرد، گواهی این معجزه را به دیگران میدادند. سبب آمدن اینقدر مردم نزد عیسی ﵇ همین بود که خبر معجزه برای شان رسیده بود. افریسیان که این حالت را دیدند، باهم گفتند: ببینید، تمام دنیا طرف او میرود! ما در مقصد خود ناکام ماندیم. در مانع شدن او هیچ چیز کرده نتوانستیم!
روزی پیروان فرقۀ افریسی از عیسی ﵇ پرسیدند: سلطنت الهی چی وقت قایم میشود؟
عیسی ﵇ فرمود: قایم شدن سلطنت الهی چیزی نیست، که مردم به چشم ببینند و یا در بارۀ آن بگویند که ببینید، این است و یا آن است، زیرا سلطنت ﷲ ﷻ میان شما از قبل آمده است.
وقتیکه عیسی ﵇ به شهر اورشلیم نزدیک شد و منظرۀ شهر به نظرش رسید، به حال اورشلیم گریه اش آمد و فرمود: ای اورشلیم، کاش تو امروز به آن چیزها میفهمیدی، که صلح و سلامتی را به میان می آورد، اما حال از چشمانت پنهان است. آن روز آمدنی است که دشمنانت علیه تو سنگر خواهند ساخت، محاصره ات خواهند کرد و از هر طرف بالایت حمله خواهند کرد. ترا همراه باشنده گانت یکجا نیست و نابود خواهند کرد و یک سنگ را نیز در جای خود سالم نخواهند گذاشت. عامل این همه اینست که تو به آن موقع نفهمیدی، که ﷲ ﷻ به واسطۀ من بالایت نظر رحم افگنده بود.
زمانیکه عیسی ﵇ به اورشلیم داخل شد، تمام باشنده گان شهر در جوش و خروش شدند و از همدیگر میپرسیدند که این شخص کی است؟
مردمی که با عیسی ﵇ در حرکت بودند، به آنها گفتند: این عیسی پیامبر است، که باشندۀ ناصرت منطقۀ گلیل است!