ماریا بالای عیسی ﵇ عطر قیمتی میپاشد

شش روز قبل از عید پناه عیسی ﵇ به قریۀ بیت عنیا تشریف برد. این همان قریه یی بود که ایلعازر در آن زنده گی میکرد، آن ایلعازر که عیسی ﵇ او را پس از مرگ دوباره زنده کرده بود. در اینجا به افتخار عیسی ﵇ یک مهمانی ترتیب شد که ایلعازر با مهمانان نشسته بود و با وی ﵇ یکجا غذا میخورد و خواهرش مرتا مهمان نوازی میکرد. خواهر دیگرش ماریا نیم لیتر عطر سنبل خالص و گرانبها را گرفت، بالای پاهای مبارک عیسی ﵇ ریخت و با موهای خود پاهایش را پاک کرد. خوشبویی عطر تمام خانه را فرا گرفت. در این وقت یکی از اصحابش یهودا اسخریوطی، که بعداً با عیسی ﵇ خیانت کرد، گفت: این عطر سه صد دینار ارزش داشت! باید فروخته میشد و پولش بر فقرا تقسیم میشد! یهودا این حرف را به این خاطر نگفت که در غم فقرا بود، بلکه به این خاطر که دزد بود. او کیسۀ پول اصحاب مقرب را نگهداری میکرد و بعضی اوقات از آن پول میدزدید.

عیسی ﵇ به یهودا فرمود: ماریا را به کار خود بگذار! وی که این عطر را بالایم پاشید، چنان بدان که پیش از پیش آماده گی دفن کردن جسد مرا گرفته است. فقرا همیشه با شما خواهند بود، ولی من همیشه با شما نخواهم بود.

<< قبلی | بعدی >>

فهرست