تعداد کمی مردم به نعمت خداوند ﷻ شکر ادا میکنند

وقتیکه زمان عروج عیسی ﵇ به آسمان نزدیک شد، پس او ﵇ با ارادۀ محکم طرف اورشلیم حرکت کرد. وی ﵇ که از میان مناطق سامریه و گلیل عبور میکرد، در راه به یک قریه داخل شد که ده نفر پیش رویش آمدند. این مردم به مرض جلدی ناپاک کننده مبتلا شده بودند. از عیسی ﵇ به فاصلۀ کمی دور ایستاد شدند و صدایش کردند: ای استاد عیسی! بالای ما رحم کنید!

عیسی ﵇ آنها را نگاه کرد و برای شان فرمود: شما بروید و خود را به امامان بیت المقدس نشان دهید. *

آنها نیز در راه حرکت کردند و بدنهای شان فوراً از مرض ناپاک کننده پاک و شفایاب شد. یکی از آن ده نفر وقتی شفا یافتن خود را فهمید، پس در حالیکه بزرگی ﷲ ﷻ را ستایش میکرد، نزد عیسی ﵇ برگشت. در پاهایش افتید و تشکری کرد. قابل یاد آوریست که این شخص از قبیلۀ سامریه بود. عیسی ﵇ فرمود: من ده مریض را شفا دادم. آن نُه شخص دیگر چی شدند؟ آیا بدون این غیر بنی اسرائیلی کسی دیگر نبود، که به ستایش کردن بزرگی ﷲ ﷻ برگردد؟

سپس عیسی ﵇ به آن شخص فرمود: برخیز و برو. این برکت ایمانت بود که شفا یافته ای.

*از روی شریعت موسوی اگر کسی به این مرض جلدی مبتلا میبود، او ناپاک شمرده میشد و اجازۀ زنده گی در بین اجتماع را نداشت. در صورت شفا یافتن باید نزد امام خانۀ خداوند ﷻ مراجعه میکرد، تا او شفا یافتنش را تصدیق میکرد و بعد یک سلسله مراسم و قربانی ها را انجام میداد، تا آن شخص از روی شریعت دوباره پاک شمرده میشد و سپس اجازۀ زنده گی در بین مردم برایش داده میشد.

<< قبلی | بعدی >>

فهرست