عیسی ﵇ با موسی ﵇ و الیاس ﵇ ملاقات میکند

شش روز بعد عیسی ﵇ صفوان، یعقوب و برادر یعقوب، یوحَنا را با خود به یک کوه بلند برد، تا با هم در خلوت باشند. در آنجا هر سه اصحاب دیدند که شکل ظاهری عیسی ﵇ ناگهان تبدیل شد. به روی مبارکش نور الهی مانند آفتاب میدرخشید و لباسش مانند روشنایی سفید شد. دفعتاً موسی ﵇ و الیاس ﵇ برای شان نمایان شدند و با وی ﵇ به سخن پرداختند. در این وقت صفوان به عیسی ﵇ گفت: مولا! چقدر خوب است که ما اینجا هستیم! اگر شما میخواهید، پس من اینجا به هر سه تان سرپناه خواهم ساخت، یکی برای شما، یکی برای موسی ﵇ و یکی برای الیاس ﵇.

وی هنوز حرفهای خود را تمام نکرده بود که ابر نورانی آمد و آنها را فرا گرفت. سپس از ابر چنین صدا آمد و گفت: این نازدانۀ عزیز و خاص من است، که من از وی به طور کامل راضی هستم. شما اطاعتش را بکنید!

با شنیدن این صدا هر سه صحابی بسیار ترسیدند و رو به دل افتادند. عیسی ﵇ آمد. دست خود را بالای شان کش کرد و فرمود: برخیزید! نترسید!

وقتیکه هر سه آنها چشمان شان را بلند کردند، دیدند که غیر از عیسی ﵇ هیچ کس نیست. آنها تا دیر زمانی چشم دید خود را در دل مخفی نگهداشتند و به کسی نگفتند.

<< قبلی | بعدی >>

فهرست