عیسی ﵇ به بیشتر از پنج هزار نفر به طور معجزه غذا میدهد

اصحاب مقرب که از سفر اعلان سلطنت الهی برگشتند، برای عیسی ﵇ گزارش سفر را دادند که آنها چی کرده اند و به مردم چی درسها را داده اند. در آنجا به دیدن عیسی ﵇ بسیار مردم رفت و آمد میکردند، تا اینکه آنها این فرصت را هم نداشتند که غذا بخورند. پس عیسی ﵇ به اصحاب مقرب فرمود: بیایید که به یک جای گوشه برویم تا در آنجا کمی آرام کنیم.

آنها نیز در کشتی به طرف جای گوشه یی حرکت کردند، مگر بسیار مردم آنها را در حالت رفتن دیدند و گمان کردند که آنها به کدام طرف در حرکت هستند. پس مردم شهرهای زیاد دویده از راه زمین خود را به آن جای رساندند. زمانیکه عیسی ﵇ از کشتی به ساحل برآمد، تعداد زیاد مردم جمع شده را دید و دلش بسیار به حال شان سوخت، چون آنها برایش مانند رمه یی بدون چوپان معلوم میشدند. سپس در بارۀ چیزهای زیادی برای شان درس آغاز کرد. نزدیک شام بود، که اصحاب مقرب نزد عیسی ﵇ آمدند و برایش عرض کردند، که ما در بیابان هستیم و روز رو به پایان است. این مردم را رخصت کنید، که به قریه های دَور و بر بروند، تا برای خود غذا بخرند.

عیسی ﵇ فرمود: نخیر! غذا را باید شما برای شان بدهید!

اصحاب گفتند: برای خریدن خوراک به این همه مردم دو صد دینار به کار است. پس اینقدر پول را از کجا کنیم؟

عیسی ﵇ در جواب فرمود: شما بروید و ببینید که نزد شما چند نان موجود است؟

اصحاب نیز همانطور کردند. سپس آمدند و برایش گفتند: با ما پنج نان و دو ماهی موجود است.

عیسی ﵇ فرمود: مردم را به گروه ها تقسیم کرده، روی چمن بنشانید.

مردم هم پنجاه پنجاه یا صد صد نفری نشستند. سپس عیسی ﵇ آن پنج نان و دو ماهی را گرفت، به آسمان نگاه کرد و دعای برکت نمود. بعد نان را توته – توته کرد و به اصحاب مقرب داد تا به مردم تقسیمش کنند. گوشت ماهیان را نیز میان مردم تقسیم کردند.

تمام مردم شکم سیر غذا خوردند و اصحاب مقرب از نان و گوشت باقی مانده دوازده سبد را نیز پُر کردند. در خوردن این نان پنج هزار مرد شامل بودند.

مردم که این معجزه را به چشمان خود دیدند، باهم گفتند: یقیناً این مرد همان پیامبری است که ما منتظر آمدنش به دنیا بودیم!

عیسی ﵇ پی برد که مردم میخواهند او را به زور برده پادشاه خود تعیین کنند. از این رو بار دیگر از مردم گوشه شد و از پیش آنان به تنهایی طرف کوه رفت.

<< قبلی | بعدی >>

فهرست