عیسی ﵇ به مردم شفا و مژدۀ سلطنت الهی را میدهد

در هنگام غروب آفتاب، مردم بسیار مریضان و اشخاص جن گرفتۀ خود را نزد عیسی ﵇ آوردند. عیسی ﵇ بسیار مردم را شفا داد که به امراض گوناگون مبتلا بودند و از بسیار مردم جنیات را دور کرد، ولی به جن اجازۀ سخن گفتن را نمیداد، چرا که آنها خوب میدانستند که عیسی ﵇ کی است. *

فردای آن روز قبل از سپیده دم عیسی ﵇ برخاست، مردم را گذاشت و به بیابان رفت تا با خداوند ﷻ راز و نیاز کند. شمعون با اصحاب دیگر در جستجوی عیسی ﵇ بیرون شد. زمانیکه او را یافتند، برایش گفتند: تمام مردم در جستجوی شما هستند.

عیسی ﵇ برای شان فرمود: بیایید که به قریه های دَور و بر برویم، تا من در آنجا هم پیام ﷲ ﷻ را اعلان کنم، چون به همین خاطر به دنیا آمده ام.

سپس عیسی ﵇ رفت. در منطقۀ گلیل در هر جا میگشت و در هر عبادتخانه دروس الهی تدریس میکرد و برای مردم مژدۀ ظهور سلطنت الهی را میداد. ضعیفان و مریضان را از هر گونه بیماری و مریضی شفا میداد و مردم را از چنگ جنیات هم رها میکرد.

* حضرت عیسی ﵇ نمیخواست که جنیات هویت وی ﵇ را منحیث المسیح وعده شده اعلان کند. بنی اسرائیل این امید را داشت، که المسیح آینده حکومت روم را فتح خواهد کرد و سلطنت از بین رفتۀ بنی اسرائیل را دوباره برحال خواهد کرد. حضرت عیسی ﵇ میدانست که خداوند ﷻ وی ﵇ را بخاطر این مقصد نفرستاده است. در این وقت وی ﵇ از این خاطر نمیخواست که هویتش برملا شود، تا مردم او ﵇ را به طرف سیاست نکشانند.

<< فبلی | بعدی >>

فهرست