مژدۀ تولد شدن مولا عیسی ﵇ به مریم ﵂
در ماه ششم حاملگی اليصابات، ﷲ ﷻ جبرائیل ﵇ را به شهر ناصرت ولایت گلیل فرستاد تا به دختر جوانی به نام مریم پیام برساند. مریم ﵂ با شخصی به نام یوسف نجار نامزد شده بود.
جبرائیل ﵇ به مریم ﵂ نمایان شد و فرمود: سلام بر تو، که مورد فضل و عنایت الهی قرار گرفته ای و خداوند متعال با توست!
مریم ﵂ با شنیدن سلام فرشته ترسید و به این فکر شد، که این چگونه سلام بود؟ فرشته فرمود: مریم، نترس! زیرا خداوند ﷻ ترا از فضل و عنایت خود بهره مند ساخته است! تو حامله خواهی شد و یک پسر به دنیا خواهی آورد که نامش را عیسی میگذاری. او صاحب مرتبۀ بلند خواهد بود و نازدانۀ خاص خداوند متعال یاد خواهد شد. ﷲ رب العزت تخت و سلطنت جد بزرگش داؤد ﵇ را برای او خواهد داد. او برای همیشه بالای اولادۀ یعقوب ﵇ (بنی اسرائیل) پادشاهی خواهد کرد و سلطنتش پایان ناپذیر خواهد بود.
مریم ﵂ به فرشته فرمود: چطور امکان دارد که من پسری به دنیا بیاورم، در حالیکه تا هنوز هیچ مردی به من نزدیک نشده است؟
فرشته در جواب فرمود: روح مقدس ﷲ ﷻ بر تو نازل خواهد شد و قدرت خداوند متعال بالایت سایه افگن خواهد شد، و به همین سبب پسر مبارک تو نازدانۀ خاص ﷲ ﷻ یاد خواهد شد. ببین! خویشاوندت الیصابات، که مردم او را نازا میگفتند، اما با قدرت ﷲ ﷻ در پیری حامله شده و طفل شش ماهه در بطن دارد. هیچ چیزی نیست که ﷲ ﷻ به آن قادر نباشد!
مریم ﵂ فرمود: من بندۀ فرمانبردار ﷲ ﷻ هستم. هر چیزی که فرمودی، بگذار با من همان طور شود.
بعد از این، جبرائیل ﵇ از بی بی مریم ﵂ ناپدید شد.